این ماده مخدر ، همان هروئین است که به شکل خاصی بصورت فشرده و خالصتر در آورده شده است .
در کراک ترکیباتی از قبیل آمفتامینها ، اکستازی و ... نیز پیدا میشود .
بیشتر کسانی که کراک مصرف میکنند در ابتدا احساس سرخوشی و نشئگی دارند ؛ همراه با این سرخوشی ، بدن گرمتر و دهان خشکتر میشود و فرد در دست و پاها احساس سنگینی میکند. در ابتدا فرد دچار حالت تهوع و استفراغ و بی قراری شدید میشود و درد استخوان و بی خوابی ، حرکات غیر ارادی در پاها با اثر بر روی سیستم لیمبیک باعث افزایش احساس لذت و عدم انتقال پیام درد میشود و حرکات قلب را کُند و تنفس را به شدت آهسته و در انتها منجر به مرگ میشود .
درمان :
1 – دارویی : سم زدایی و پاک شدن فیزیولوژیکی بدن زیر نظر پزشک و با مصرف داروهایی نظیر متادون و بوپورونورفین زیر زبانی و مقابله با وسوسه های ارادی .
2 – غیر ارادی : رعایت روابط جنسی سالم و بهداشتی ، جلوگیری از مصرف تدخینی به تزریقی ، عدم مصرف مواد مخدر دیگر مانند قرص X و شیشه و ... .
لازم به یادآوری است که کراک امروزی موجود در بازار آسیا ، کراک اصل نیست و مضرّات این ماده غیر اصلی خیلی بیشتر از نوع اصلی آن است چرا که کراک اصل طبیعی تر است . کراک اصل از مادهمخدر دیگری به نام کوکا گرفته میشود که در مقالات بعدی ماهنامه لبّیک به آن پرداخته میشود .
در اینجا به طبقه بندی انواع مواد اعتیادآور می پردازیم که لازم بذکر است اسامی مواد یاد شده در این مقاله فقط به جهت آگاهی افراد و والدین ، برای کناره گیری از این مواد میباشد .
1 ) سُستی زا :
موادی هستند که مصرف آن بر روی سلسله اعصاب مصرف کننده اثر گذاشته و در نتیجه فعالیت فکری و بدنی او را سست میکند . طبیعی : فرآورده های گیاه خشخاش ( تریاک ، مرفین ، سوخته ، شیره ، مطبوخ ، کدئین ) نیمه طبیعی : هروئین . مصنوعی : متدون و پترین .
2 ) توهم زا :
موادی هستند که مصرف آن بر روی تعادل مغز اثر گذاشته و باعث میشود قوه تشخیص و واقع بینی از شخص مصرف کننده گرفته شود . طبیعی : فرآورده های گیاه شاهدانه آمریکایی ( حشیش ، چرس ، بنگ ، گراس ، ماری جوانا ، روغن حشیش و مسکالین ) مصنوعی : LSD
۳ ) محرک ها :
مصرف آن بر روی سلسله اعصاب تأثیر گذاشته و در نتیجه فعالیت فکری و بدنی و بیشتر باعث هیجان میشود که دارای ضرر و زیان بسیاری می باشند . طبیعی : ( برگ کوکا ، کوکائین ، برگ و ساقه خات و کراتم ) مصنوعی : ( آمفتامین ها و ترکیبات آنها ) .
4 ) آرامبخش ها :
موادی هستند که وقتی وارد بدن میشوند حالت هوشیاری و وضعیت روانی را تغییر می دهند که اکثر آنها فرآورده های دارویی هستند . مصرف مشروبات الکلی بهمراه آرامبخش ها خطرناک بوده و مرگ را بهمراه دارد . استفاده مکرر از این گروه نه تنها آرامبخش نیست بلکه باعث نا آرامی و هیجان و هذیان میشود و شخص باید با نظریه پزشک و با مراقبت های شدید استفاده کند .
5 ) حلّال ها :
این مواد شامل اسپری ، چسب ، مایعات فرّار ، بنزین ، تینر ، لاک ناخن و ... هستند و این محصولات تحت عنوان مواد فرّار یعنی بی ثبات و قابل انفجار تولید میشوند . حلّالها ، تنفس و ضربان قلب را کاهش میدهند و فرد از خود بیخود شده و کنترلش را از دست میدهد که در این حالت توهمات دیداری برایش بوجود می آید . اثرات بسیار سریعی دارند چون مستقیماً وارد جریان خون میشوند و به مغز میرسند .
6 ) استروئیدها :
به مواد و هورمونهایی گفته میشود که افزایش حجم عضله و نیروزایی را بدنبال دارد . متأسفانه این مواد در بین جوانان و بنا بر توصیه افراد نا آگاه در باشگاههای بدن سازی و در میادین ورزشی مورد سوء مصرف قرار می گیرند . مصرف هرگونه استروئید بدون نظریه پزشک خطرناک است . ا
سامی رایج در بازار : ناندرولون ، تستوستروتن ، اکسی متولون و ... می باشد . عوارضی همچون : افزایش قدرت عضلانی بیش از حد طبیعی ، خشونت ، پرخاشگری ، ازدیاد فشار خون ، بزرگ شدن قلب ، سکته مغزی ، جوش های چرکی ، عقیمی در مردان ، سرطان پروستات ، طاسی در زنان ، افسردگی و... را بدنبال دارد .
از جنایتهای فجیع سپاه کوفه ، اسب تاختن بر جسد مطهر سید الشهدا علیه السلام پس از شهادت آن حضرت بود . ابن زیاد در پی تحریک شمر ، در پاسخ نامه عمر سعد از جبهه کربلا که نامه ای مسالمت آمیز بود ، نامه ای تند به عمر سعد نوشت که تو را برای مماشات و سازش و ... نفرستاده ایم . اگر حسین و یارانش تسلیم شدند ، پیش من بفرست و گرنه بر آنان بتاز تا آنها را کشته و مثله کنی که شایسته آنند . اگر حسین کشته شد ، بر پیکرش ( سینه و پشتش ) اسب بتاز ... اگر اجرای فرمان کردی پاداش مطیعان را خواهی یافت و گرنه کناره بگیر و سپاه را به شمر واگذار . شمر نامه را به کربلا آورد و به عمر سعد داد .
عصر عاشورا ، پس از شهادت سیدالشهدا و غارت خیمه ها ، عمر سعد گفت : داوطلب اسب تاختن بر پیکر حسین بن علی کیست ؟ ده نفر داوطلب شدند و با سُم اسبها بر سینه و پشت امام تاختند . پیکر امام زیر سُم اسبها لِه شد .
این ده نفر خبیث عبارت بودند از : 1- اسحاق بن حویه ، 2- اخنس بن مرثد ، 3- حُکیم بن طفیل ، 4- عمرو بن صبیح ، 5- رجاء بن مُنقذ ، 6- سالم بن خیثمه ، 7- واعظ بن ناعم ، 8- صالح بن وهب ، 9- هانی بن ثبیت ، 10- اُسید بن مالک
سپس اینان به کوفه نزد ابن زیاد آمدند و جایزه گرفتند .
ابو عمرو زاهد می گوید : به این ده نفر نگاه کردیم ، همه زنا زاده بودند .
مختار وقتی قیام کرد همه آنان را گرفت و دست و پایشان را به زنجیر بست بر پشت آنان اسب تازاند تا مُردند .
لَعنَتُ الله عَلَی المُنافِقین وَ الظالمین وَ الفاسدین فِی الاسلام
منبع : کتاب فرهنگ عاشورا نوشته جواد محدثی
معرفی بیشتر کتابهایی که درباره امام حسین علیه السلام و حادثه عاشورا نوشته شده است در این بخش آمده است :
ائمتّنا ( ج 1 ) نوشته علی محمد دُخیّل
ابصار العین فی انصار الحسین علیه السلام نوشته محمد بن طاهر سماوی
ابوالشهداء نوشته عباس عقّاد
الامام الحسین علیه السلام نوشته عبدالله العلائلی
الامام الحسین بن علی الشهید نوشته عبدالودود الامین
الامام الحسین فی حلة البرفیر نوشته سلیمان الکتانی
انصار الحسین علیه السلام نوشته محمد علی عابدین
انصار الحسین علیه السلام نوشته محمد مهدی شمس الدین
اسرار الشهادة نوشته فاضل دربندی
بحار الانوار ( ج 44 – 45 ) نوشته علامه مجلسی
ثورة الحسین علیه السلام نوشته محمد مهدی شمس الدین
ثورة الحسین فی الوجدان الشعبی نوشته محمد مهدی شمس الدین
الحسین ، فی طریقة الی الشهادة نوشته علی بن الحسین الهاشمی
الحسین و بطلة کربلا نوشته محمد جواد مغینه
حیاة الامام الحسین بن علی نوشته باقر شریف القرشی
الخصائص الحسینیه نوشته شیخ جعفر شوشتری
علی طریق کربلا نوشته محمد حسین فضل الله
کتاب العاشورا نوشته هادی المدرّسی
اللهوف نوشته سید بن طاووس
نفس المهموم نوشته شیخ عباس قمی
نهضة الحسین نوشته سید هبة الدین شهرستانی
الفبای فکری امام حسین علیه السلام نوشته محمد رضا صالحی کرمانی
بررسی تاریخ عاشورا نوشته محمد ابراهیم آیتی
پرتوی از عظمت حسین علیه السلام نوشته لطف الله صافی
پیامهای عاشورا نوشته جواد محدثی
پیشوای شهیدان نوشته سید رضا صدر
چشمه خورشید نوشته مجموعه مقالات کنگره امام خمینی و فرهنگ عاشورا
حسین بن علی را بهتر بشناسیم نوشته محمد یزدی
حسین ، پیشوای انسانها نوشته محمود اکبر زاده
حماسه حسینی نوشته شهید مطهری
خون خدا نوشته جواد محدثی
درسی که حسین علیه السلام به انسانها آموخت نوشته شهید هاشمی نژاد
سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا نوشته صادق نجمی
سوگنامه آل محمد نوشته محمد محمدی اشتهاردی
شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی نوشته محمد علی مجاهدی
عنصر شجاعت نوشته خلیل کمره ای
فرهنگ عاشورا نوشته جواد محدثی
قمقام زخّار نوشته فرهاد میرزا
قیام جاودانه نوشته محمد رضا حکیمی
منتهی الآمال نوشته شیخ عباس قمی
منهاج الدموع نوشته قرنی گلپایگانی
مقتل الشمس نوشته محمد جواد صاحبی
مرثیه ای که نا سروده ماند نوشته پرویز خرسند
ناسخ التواریخ نوشته سپهر
الوقایع و الحوادث ( محرم ) نوشته محمد باقر ملبونی
یک شب و یک روز عاشورا نوشته خلیل کمره ای
لازم بذکر است که کتاب های دیگری نیز در این زمینه موجود می باشد ، که در این بخش نیامده است .
امام حسین علیه السلام در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه به دنیا آمد . رسول خدا صلی الله علیه و آله نام این فرزند زهرا سلام الله را حسین نهاد . وی مورد علاقه شدید پیامبر صلی الله علیه و آله بود و آن حضرت درباره او فرمود : " حسینُ مِنی و اَنا من حسین ... " و در آغوش پیامبر صلی الله علیه و آله بزرگ شد . هنگام رحلت رول خدا صلی الله علیه و آله تنها شش سال داشت . در دوران پدرش علی بن ابی طالب علیه السلام نیز از موقعیت والایی برخوردار بود ، علم ، بخشش ، بزرگواری ، فصاحت ، شجاعت ، تواضع ، دستگیری از بینوایان ، عفو ، حلم و ... از صفات برجسته این حجت الهی بود . در دوران خلافت پدرش ، در کنار آن حضرت بود و در سه جنگ جمل ، صفین و نهروان شرکت داشت .
پس از شهادت پدرش که امامت به حسن بن علی علیه السلام رسید ، همچون سربازی مطیع رهبر و مولای خویش و همراه برادر بود . پس از انعقاد پیمان صلح ، با برادر و بقیه اهل بیت علیهم السلام به مدینه آمد . با شهادت امام مجتبی علیه السلام در سال 49 یا 50 هجری ، بار امامت بر دوش سیدالشهدا علیه السلام قرار گرفت . در دوران 10 سال که معاویه بر حکومت مسلط بود ، امام حسین علیه السلام همراه یکی از معترضین سرسخت نسبت به سیاست های معاویه و دستگیری ها و قتل های او بود و نامه های متعددی در انتقاد از رویه معاویه در کشتن حجر بن عدی و یارانش و عمرو بن حمق خزاعی که از وفاداران به علی علیه السلام بود و اعمال ناپسند دیگر بود نوشت . در عین حال ، حسین علیه السلام یکی از محورهای وحدت شیعه و از چهره های برجسته و شاخص بود که مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموی از نفوذ شخصیت او بیم داشت . با مرگ معاویه در سال 60 هجری ، یزید به والی مدینه نوشت که از امام حسین علیه السلامبه نفع او بیعت بگیرد . اما حضرت که فساد یزید و بی لیاقتی او را می دانست ، از بیعت امتناع کرد و برای نجات اسلام از بلیه سلطه یزید که به زوال و محو دین می انجامید ، راه مبارزه را پیش گرفت . از مدینه به مکه هجرت کرد و در پی نامه گذاری های کوفیان و شیعیان عراق با آن حضرت و دعوت برای آمدن به کوفه ، آن امام ابتدا مسلم بن عقیل را فرستاد و نامه هایی برای شیعیان کوفه و بصره نوشت و با دریافت پاسخ کوفیان در بیعتشان با مسلم بن عقیل ، در روز 8 ذیحجه سال 60 هجری از مکه به سوی عراق ، حرکت کرد .
پیمان شکنی کوفیان و شهادت مسلم بن عقیل ، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سیدالشهدا علیه السلام که همراه خانواده ، فرزندان و یاران به سوی کوفه می رفت ، پیش از رسیدن به کوفه در سرزمین " کربلا " در محاصره سپاه کوفه قرار گرفت . تسلیم نیروی یزیدی نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمین ، مظلومانه و تشنه کام ، همراه اصحابش به شهادت رسید ، از آن پس ، کربلا کانون الهام و عاشورا سرچشمه قیام و آزادگی شد و کشته شدن وی ، سبب زنده شدن اسلام و بیدار شدن وجدانهای خفته گردید .
فضایل این امام شهید علیه السلام ، بیش از آن است که در این مختصر بگنجد ، چرا که او آویزه عرش الهی و پرورده دامن رسول خدا صلی الله علیه و آله می باشد . پیامبر صلی الله علیه و آله درباره او چنین فرومدند : قسم به آنکه مرا به حق به پیامبری فرستاد ، حسین بن علی در آسمان بزرگتر از زمین است و بر سمت راست عرش الهی نوشته شده است " مِصباحُ الهُدیً و سفینةُ النِجاة .
در پایان ذکر یک نکته را لازم میدانم که یادآور شوم و آن این که : ای مردم ، حسین علیه السلام به دنیا نیامد تا در کربلا به دست خونخواران به ظاهر مسلمان کشته شود و ما برای او گریه کنیم و ثوابی از این کار ببریم ، البته گریه بر مصیبت حسین علیه السلام از فرموده های ائمه علیهم السلام است که ثواب زیادی دارد ، او خود را قربانی کرد تا اسلام زنده بماند ، تا امر به معروف و نهی از منکر احیا شود ، تا نماز را به عنوان وسیله ای برای تعالی انسان زنده کند چیزی که امروزه ، مردمانی با نام اسلام ، گروه های نادان مردم را به دور خود جمع می کنند و ادعای سلوک عرفانی می کنند و می گویند وقتی به عارفی تبدیل شدی دیگر نیاز به واجبات نداری و تو خودت دیگر حجت خدایی و نماز و روزه بر تو واجب نسیت اما در روز عاشورا ، امام حسین علیه السلام - که عارف به تمام معنا هست – نماز ظهر را سر وقت اقامه می کند و ثابت می کند که هر فردی تا آخر عمرش به واجبات دین نیاز دارد .
آیا تا به حال ذره ای به اهداف امام حسین علیه السلام ، عمل کرده ایم ؟
مقدمه :
عزاداری برای 14 معصوم علیهم السلام ، بخصوص امام حسین علیه السلام نه تنها برای شیعیان ، بلکه برای آیین های دیگر هم از اهمیت خاصی برخور دار است . تا آنجا که در ایام ماه محرم الحرام نه تنها شیعیان بلکه تمامی مذاهب دیگر برای این آقا و سید بزرگوار عزاداری میکنند .
آری ! ما همگی حاضریم برای عزاداری امام حسین علیه السلام...
ادامه مطلب
عزاداري براي امام حسين عليه السّلام تا چه اندازه مجاز است ؟
با توجه به حكمت عزاداري بر اهل بيت عليهم السّلام – بخصوص امام حسين عليه السّلام – حدّ عزاداري را شرع و عقلاء تعيين مي كنند .
اگر عزاداري در شيوه هايي اجرا شود كه شور را بر شعور غالب سازد و به نوعي موجب انحراف از فلسفه عزاداري گردد ؛ خارج از حدود عزاداري مشروع ، مقبول ، موجّه و معقول است .
اگر قالب هاي عزاداري به گونه اي باشد كه عقلاي جامعه ، آن را تقبيح ( زشت ) كرده ، آن را موجب وهن ( زشتي ) مذهب و آموزه هاي اصلي عاشورا مي دانند ، قطعاً حدّ غير مجاز عزاداري خواهد بود .
گفتني اينكه شكل و صورت عزاداري ، بايد به گونه اي باشد كه بتواند هسته و محتواي اصلي پيام عاشورا را به مردم ابلاغ كند و باور انسان ها را نسبت به آنها تقويت نمايد ، ولي اگر اين ظاهر به صورتي در آيد كه نه تنها باطن و مغز را نشان ندهد ، بلكه باعث گردد اصل مسئله و موضوع خدشه دار شود ، شكل و صورت مناسبي نخواهد بود و اين لباس بر قامت اين تن رعنا ، راست نخواهد آمد .
به عنوان مثال ، قمه زني – كه يك گونه خاص عزاداري است – نه تنها شعارها و گفتارهاي اصلي عاشورا را به درستي ابلاغ نمي كند ؛ بلكه چنانچه مقام معظم رهبري فرمودند ، موجب وهن قضيه كربلا مي گردد و لذا غير مجاز است .
{{ كتاب پرسشها و پاسخهاي دانشجويي ( ويژه محرم ) }}
چرا عزاداري ساير امامان عليهم السّلام ، مانند عزاداري امام حسين عليه السّلام نيست ؟
اين به دليل گستره ي كمي و كيفي واقعه عاشورا است . وضعيت خاص جهان اسلام و مسلمانان ، حالات حاكمان مسلمان و ظلم هاي فراوان آنان ، در بند كشيدن شديد انسانيّت و آزادي ، تحقير امّت اسلامي ، سلب امنيّت ، تشديد ظلم عليه شيعيان ، فراموشي آموزه هايي چون امر به معروف و نهي از منكر ، شيوع بدعت ها و ورود آنها به دين ، اخلال در وحدت مسلمانان ، فراموشي اخلاق اسلامي و انسانيّت و ... از يك سو و موقعيِّت ويژه ابا عبدالله عليه السّلام از جهت مظلوميّت و تنهايي ، كيفيّت برخورد مسلمانان به ظاهر دوست با حضرت ، نوع جنگ و برخورد فيزيكي با آن حضرت و اصحاب و اهل و عيالش ، آموزه ها و درسهاي تربيتي ، اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و ديني بخصوص امام حسين عليه السّلام از سوي ديگر ؛
همه و همه شكل خاصي به اين حادثه داده است كه ابعاد گوناگون ، پيچيده و ژرف آن ، موضوعات و مسائل فراواني را براي تحقيق و پژوهش فرا روي محققان قرار داده است و اين با توجه به وجود هزاران كتابي است كه تاكنون در زمينه اين رويداد ، به نگارش در آمده است .
حضرت رسول صلي الله عليه و آله ، امام علي عليه السّلام ، حضرت زهرا عليهما السّلام ، امام حسن مجتبي عليه السّلام و معصومان پس از ابا عبدالله الحسين عليهم السّلام ؛ به دليل همين ويژگي هاي خاص و منحصر بفرد قصّه كربلا ، اين همه بر احياي ياد كرد آن در قالب عزاداري تأكيد فرموده اند .
به هر دليل نفس حوادث عاشورا و ابعاد گوناگون آن ، آن را واقعه ايي بي نظير در تاريخ ساخته است ؛
چنانچه امام صادق عليه السّلام فرمودند : « لا يوم كيومك يا ابا عبدالله » و روشن است كه نكو داشت هر واقعه ايي ، به گستردگي آن بستگي دارد و چون حادثه عاشورا چنين است ، عزاداري آن نيز كمّاً و كيفاً با عزاداري براي واقعه هاي ديگر قابل مقايسه نيست .
{{ كتاب پرسشها و پاسخهاي دانشجويي ( ويژه محرم ) }}
در این پُست تعدادی از نظرات نویسندگان و افراد مشهور مسلمان و غیر مسلمان در باب حادثه عاشورا و امام حسین علیه السلام آورده شده است :
مهاتما گاندی ( رهبر استقلال هند ) :
من زندگی امام حسین ، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد ، بایستی ...
ادامه مطلب
آغاز اشعاری است که امام حسین علیه السلام مکرر بر زبان جاری می کرد . امام سجاد علیه السلام که در کربلا - به خواست خدا برای امامت بعد از حسین علیه السلام – بیمار بود و در خیمه ، حضرت زینب سلام الله او را پرستاری می کرد ، اینها را شنید و گریه کرد .
امام حسین علیه السلام او را دلداری داد و به بردباری سفارش کرد . مضمون این اشعار ، شِکوه از روزگار بی وفاست که هر صبح و شام ، دوستان و همراهان را می برد و این راه و فرجام برای همگان است .
یا دَهرُ اُفٍّ لَکَ مِن خلیلِ کَم لَکَ بِالاِشراقِ وَ الاَصیلِ
مِن صاحبٍ اَو طالبٍ قَتیلِ وَ الدَّهرُ لا یَقنَعُ بِالبَدیلِ
وَ اِنَّما الامرُ اِلَی الجلیلِ وَ کُلُّ حَیُّ سالکُ سَبیلی
ای روزگار ، وای بر تو از دوستان چه بسیار انسانهای بزرگی که با تو به سر بردند .
همنشینان و جویندگان تو که کشته شدند و روزگار به آنها اکتفا نمی کند .
و این راه به سوی پروردگار است و هر موجود زنده ای این راه را می پیماید .
· مدّت قیام امام حسین علیه السلام از روز امتناع با یزید ، تا روز عاشورا 173 روز طول کشید : 12 روز در مدینه ، 4 ماه و 10 روز در مکّه ، 23 روز بین راه مکّه تا کربلا و 8 روز در کربلا ( 2 تا 10 محرم )
· منزلهایی که بین مکّه تا کوفه بود و امام علیه السلام آنها را پیمود تا به کربلا رسید 18 منزل بود . ( معجم البلدان )
· فاصله منزلها 3 فرسخ و گاهی 5 فرسخ بود .
· منزلهای میان کوفه تا شام 14 منزل بود که اهل بیت را در حال اسارت از آنها عبور دادند .
· نامه هایی که از کوفه به امام حسین علیه السلام در مکّه رسید و او را دعوت به آمدن کرده بودند 12 هزار نامه بود . ( طبق نقل شیخ مفید )
· بیعت کنندگان با مسلم بن عقیل در کوفه 18 هزار یا 25 هزار یا 40 هزار نفر گفته شده است .
· شهدای کربلا از اولاد ابی طالب که نامشان در زیارت ناحیه آمده است 17 نفر، شهدای کربلا از اولاد ابی طالب که نامشان در زیارت ناحیه نیامده 13 نفر ، 3 نفر هم کودک از بنی هاشم شهید شدند ، جمعاً 33 نفر می باشد . این افراد عبارتند از : امام حسین علیه السلام 1 نفر ، اولاد امام حسین علیه السلام 3 نفر ، اولاد علی علیه السلام 9 نفر ، اولاد امام حسن علیه السلام 4 نفر ، اولاد عقیل 12 نفر ، اولاد جعفر 4 نفر .
· غیر از امام حسین علیه السلام و بنی هاشم ، شهدایی که نامشان در زیارت ناحیه مقدسه و برخی منابع دیگر آمده است 82 نفر می باشند . غیر از آنان ، نام 29 نفر دیگر در منابع متأخره آمده است .
· جمع شهدای کوفه از یاران امام علیه السلام 138 نفر و تعداد 14 نفر از جمع این جناح حسینی ، غلام بوده اند .
· شهدایی که سرهایشان بین قبایل تقسیم شد و از کربلا به کوفه بردند 78 نفر بودند . تقسیم سرها به این صورت بود : قیس بن اشعث ، رئیس بنی کنده 13 سر ، شمر رئیس هوازِن 12 سر ، قبیله بنی تمیم 17 سر ، بنی اسد 16 سر ، قبیله مِذحَج 6 سر و افراد متفرقه از قبایل دیگر 14 سر .
· سید الشهدا علیه السلام هنگام شهادت 57 سال داشت .
· پس از شهادت حسین علیه السلام 33 زخم نیزه و 34 ضربه شمشیر ، غیر از زخمهای تیر بر بدن آن حضرت بود .
· شرکت کنندگان در اسب تاختن بر بدن امام حسین علیه السلام 10 نفر بودند . مختار همه آنان را گرفت و دست و پایشان را به زنجیر بست و بر پشت آنان اسب تازاند تا مُردند .
· تعداد سپاه کوفه 33 هزار نفر بود که به جنگ امام علیه السلام آمدند . آنچه در نوبت اول آمد تعداد 22 هزار نفر بود . به این صورت : عمر سعد با 6 هزار ، سنان با 4 هزار ، عروة بن قیس با 4 هزار ، شمر با 4 هزار ، شبث بن ربعی با 4 هزار . آنچه بعد اضافه شدند : یزید بن رکاب کلبی با 2 هزار ، حصیص بن نمیر با 4 هزار ، مازنی با 3 هزار ، نصر مازنی با 2 هزار .
· سید الشهدا در روز عاشورا برای 10 نفر مرثیه خواند و در شهدتشان سخنانی ایراد کرد و آنان را دعا یا دشمنان آنان را نفرین کرد .
· امام علیه السلام بر بالین 7 نفر پیاده رفت .
· سر 3 شهید را روز عاشورا به طرف امام علیه السلام انداختند : عبدا... بن عمیر کلبی ، عمرو بن جناده ، عابس بن ابی شبیب شاکری .
· 3 نفر را روز عاشورا قطعه قطعه کردند : علی اکبر ، ابوالفضل ، عبد الرحمن بن عمیر .
· مادر 9 نفر از شهدای کربلا در روز عاشورا حضور داشتند و شاهد شهادت پسر بودند : عبدا... بن حسین ( مادرش رباب) ، عون بن عبدا... جعفر ( مادرش زینب ) ، قاسم بن حسن ( مادرش رمله ) ، عبدا... بن حسن ( مادرش بنت شلیل جیلیّه ) ، عبدا... بن مسلم ( مادرش رقیه دختر علی علیه السلام ) ، محمد بن ابی سعید بن عقیل ، عمرو بن جناده ، عبدا... بن وهب کلبی ، علی اکبر ( بنا به نقلی مادرش لیلی ، که ثابت نیست ) .
· 5 کودک نا بالغ در کربلا شهید شدند .
· 5 نفر از شهدای کربلا از اصحاب رسول خدا صلی علیه و آله بودند : انس بن حارث کاهلی ، حبیب بن مظاهر ، مسلم بن عوسجه ، هانی بن عروه ، عبدا... بن بقطر عمیری .
· در رکاب سید الشهدا 15 غلام شهید شدند که یکی در بصره شهید شد .
· 2 نفر از یاران امام حسین روز عاشورا اسیر و شهید شدند . سوار بن منعم ، موقع بن ثمامه صیداوی .
· 4 نفر از یاران امام علیه السلام پس از شهادت آن حضرت به شهادت رسیدند : سعد بن حرث و برادرش ابوالحتوف ، سوید بن ابی مطاع ( مجروح و بعد شهید شد ) ، محمد بن ابی سعید بن عقیل .
· 5 نفر از زنان از خیمه های حسینی به طرف دشمن بیرون آمده و حمله یا اعتراض کردند .
· زنی که در کربلا شهید شد مادر وهب ( همسر عبدا... بن عمیر کلبی ) بود .
· زنانی که در کربلا بودند : زینب ، ام کلثوم ، فاطمه ، صفیه ، رقیّه ، ام هانی ( این 6 نفر از اولاد علی علیه السلام بودند ) ، فاطمه و سکینه ( دختران حسین علیه السلام ) ، رباب ، عاتکه ، مادر محسن بن حسن ، دختر مسلم بن عقیل ، فضه نوبیه ، کنیز خاص امام حسین ، مادر وهب بن عبدا... .
· بنی اسد طایفه ای بود که افتخار دفن اجساد شهدای کربلا را داشتند و چون اجساد را نمی شناختند ، امام سجاد علیه السلام آمد و اجساد را به آنان نشان داد و شهرت آنان به این جهت است . در قیام عاشورا به سه دسته تقسیم شدند : 1 - موافق با حضرت : حبیب بن مظاهر و انس بن حرث و ... 2 – مخالف با حضرت : نمونه بارز این دسته حرمله بن کاهل اسدی ، قاتل طفل شیر خواره امام حسین علیه السلام می باشد . 3 – بی طرف .
· علمدار سپاه حق ، عباس بن علی علیه السلام بود و علمدار سپاه عمر سعد ، دُرَید بود .
کتاب فرهنگ عاشورا
پس از حادثه کربلا ، شیعیان کوفه به خاطر یاری نکردن حسین بن علی علیه السلام پشیمان شدند و توبه کردند و زدودن ننگ کوتاهی در نصرت امام را در قیام و انتقام از قاتلان سیدالشهدا دیدند .
سلیمان بن صرد خزاعی را که از چهرهای بارز شیعه بود به ریاست برگزیده ، در خانه او گرد آمده و هم پیمان شدند تا دست به قیام علیه امویان بزنند .
آغاز تصمیمشان در سال 61 هجری بود ، لیکن زمان نهضت را در سال 65 هجری قرار دادند . در این مدت ، با جذب افراد به گروه خویش و تهیه سلاح و فراهم کردن امکانات نهضت و پس از مدتی سازماندهی مخفیانه ، سرانجام با جمعیتی 4 هزار نفری قیام کردند و با شعار " یا لَثارات الحسین " ، عازم نخلیه شدند تا از آنجا به سوی شام حرکت کنند . شروع قیام آنان را در عصر مروان بن حکم ، روز چهارشنبه 22 ربیع الثانی گفته اند .
بر سر تربت سیدالشهدا علیه السلام رفتند و پس از زیارت قبر حسین علیه السلام و گریه ها و ناله ها با خدا چنین راز و نیاز کردند :
پروردگارا ! ما پسر دختر پیامبرمان را خوار و بی یاور ساختیم ، گذشته مار ببخشای و توبه ما را بپذیر ، که تو توبه پذیر مهربانی ، بر حسین و یاران شهید و صدیق او رحمت فرست . ما تو را شاهد می گیریم که بر همان راه و هدفی هستیم که آنان جان باختند ، پس اگر ما را نبخشایی و رحم نکنی از زیانکاران خواهیم بود .
به خاطر همین اظهار توبه و پشیمانی به " توّابین " معروف شدند . چون عامل اصلی فاجعه کربلا را حکومت یزید می دانستند ، از آنجا رو به شام نهادند و به عین الورده آمدند و در آنجا با سپاه شام برخوردی شدید داشتند .
پس از چندین روز نبرد سخت ، سرانجام سران نهضت از جمله سلیمان بن صرد که آن هنگام 93 سال از عمرش می گذشت به شهادت رسیدندو انقلابیون چون توان مقابله با سپاه انبوه شام را نداشتند ، شبانه به کوفه رفتند ، البته جمعه هم در درگیری شهید شدند .
رهبران قیام توّابین : سلیمان بن صرد ، مسیّب بن نجبه ، عبدالله بن سعد ازدی ، عبدالله بن وال ، رفاعة بن شدّاد .
اسلام براي اين آمده كه عدالت را در سراسر روي زمين بگستراند و عدالت اجتماعي ، عدالت قانونگذاري و عدالت بين المللي در ميان جامعه بشريت برپا دارد . بنابر اين هرگاه كسي راه ظلم را پيش گيرد و از دادگري دوري گزيند بر مسلمان ها لازم است با او براي اعلاي كلمه توحيد بجنگند هر چند مسلمان باشد .
در سوره البروج آمده : كساني كه مردان و زنان با ايمان را در فتنه مياندازند و از اين گناه هم توبه نكنند پس براي ايشان عذاب دوزخ و آتش سوزانست .
پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله مي فرمايد سعي كننده ي در فتنه ( فتنه انگيز ) بخداي بزرگ كافر شده و هر چند مسلمان باشد مراد فتنه در اينجا همان معنايي عرفي آن آشوب كردن و سلب آسايش و آزادي و امنيّت از فرد يا جمعيّتي نمودن و دو نفر يا بيشتر را بهم انداختن و ايجاد دو دستگي كردن و مردم را در شكنجه و آزار قرار دادن است .
فتنه يا در امور ديني است يا در امور دنيوي فتنه ديني هم چند قسمت است گاهي شخصي سعي مي كند كه مردم را گمراه كند و نگذارد دين حق را بپذيرند و گاهي بوسيله اذيّت كردن و شكنجه كساني كه دين را پذيرفته اند مانع قبول كردن ديگران مي شوند .
در قرن اخير در بين فتنه هائي كه واقع شده از همه سخت تر فتنه شيوعيه ( توده گري ) و فتنه طرفداران ماديگري و شهوتراني و انكار ديانت و روحانيت است كه سيل آسا از اروپا و آمريكا بسوي ممالك اسلامي سرازير و بنيان عقيده به مبدأ و معاد را از دل ها كنده و بجايش نهال خبيث ماديگري و شهوتراني و خود پرستي و دنيا طلبي را کاشته اند و انسانيت و معنويت را از اين جامعه بشري برداشته و همه را از ياد خدا و آخرت باز داشته و با انواع شهوات و فسق و فجور سرگرم كردند نا گفته نماند كه از دام هاي موسسين و مروجين اين فتنه تضعيف و از بين بردن روحانيت اجتماع است و بزرگترين وسيله ايشان ايجاد حس بدبيني و سخريه نسبت به ديانت در بين اجتماع خصوصاً نسل جوان وسعي در ايجاد فاصله بين اجتماع و آنهاست تا از مقامات عاليه ديانت و صفات كماليه انسانيت و نشانه ها و آثار آدميت چيزي نشنوند و حقايق را درك نكنند و آن ها را كور و كر وارد منجلاب فساد كرده و با انواع كثافات شهوات سرگرم نماييد .
از جمله فتنه هاي ديني بدعت گذاري در دين است .
كساني كه طريقه تازه در اسلام احداث نموده و مسلمانان را متفرق ساختند و سبب پيدايش هزار فتنه و فساد در عالم گرديدند بدترين فتنه انگيزانند و ديگر فتنه دين جاسوسي براي كفار است نسبت به چيز هايي كه بايد بين مسلمانان پنهان باشد چنانچه از سوره نساء درباره منافقين مي فرمايد هر گاه به آن ها مطلبي راجع به امنيت و ناامني برسد آنرا فاش مي كنند گناه فتنه ديني از قتل نفس بنص قرآن مجيد بزرگتر است .
زيرا قتل نفس از بين بردن حيات موقت و عاريه دنيوي و در حقيقت خلاصي از شر و آفاق عالم است ولي فتنه ديني سبب قطع حيات ابدي و بي بهره شدن از نعمت هاي جاودانه است و همان اندازه كه عالم آخرت از دنيا بزرگتر و مهمتر است بلكه قابل قياس نيست همچنين فتنه ديني هم از قتل نفس بزرگتر و مهمتر مي باشد پس بايد مواظب باشيم در شهر و ديار خود در فتنه و دام فتنه انگيزان گرفتار نشويم و نگاهمان نگاه ولايت فتنه باشد تا از گزند دشمنان مصون بمانيم و گمراه نشويم .
بلای جانسوز عصر ما غیبت نیست ، غفلت است .
حال و روز شیعه در این عصر ، از دو وجه بیرون نیست ؛ یا معصوم خاتم را ، امام را ولی الله اعظم را محبوب و مقصود و مقتدای خویش می داند یا سر بر آستان محبوب و مقتدایی دیگر می ساید .
شیعه اگر گمان کند که حبیب و طبیب و نجات بخشی جز او در عالم هست ، راه به خطا برده است و پا از صراط مستقیم تشیّع بیرون نهاده است .
شیعه اگر در حضور آب ، دل به سراب می سپارد ، چگونه نام خود را شیعه می گذارد ؟ شیعه بهتر از هر کس می فهمد که « من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتةً جاهلیةً » . « هر که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد ، به مرگ جاهلیت مرده است » .
شیعه بهتر از هر کس می فهمد که میزان و معیار محبّت ، امام است و هر محبتی در راستای محبّت امام ، معنا می شود . و اگر مدّعی است که مرید آن قطب عالم است ، محبّ آن ولی الله الاعظم است ، عاشق آن حجت خاتم است ، این حال و روز با عشق ، سر سازگاری ندارد .
کدام عاشقی بی یاد معشوق ، زیستن می تواند ؟ کدام عاشقی یک لحظه بی خاطرۀ معشوق سر می کند ؟ کدام عاشقی هر ازگاه به یاد معشوق می افتد و محبوب را در ردیف دیگر امور روزمرۀ خویش می بیند ؟ کدام عاشق هجران کشیده ای خورد و خوراک و خواب و لذت می فهمد ؟
این ننگ و عار برای عاشق نیست که معشوق بشنود که ما تو را از یاد نمی بریم و مراعات تو را فرو نمی گذاریم و او... و او بی اشتیاق زیارت معشوق سر کند و یاد او را فرو بگذارد ؟ این اوج بی معرفتی محب نیست که بداند و بشنود که محبوب به شادمانی او شاد می شود ، با اندوه او غمگین می گردد ، مریضی اش محبوب را بیمار می کند ، هر گاه دست به دعا بردارد ، محبوب آمین می گوید . و آن زمان که سکوت کند ، محبوب ، برایش و به جایش دعا می کند و او سر از پای نشناسد و قالب تهی نکند ؟ آری بلای جانسوز عصر ما غفلت است ، غیبت نیست .
« و غیبته منّا » . او غایب نیست پرده بر چشم های ماست .
چه کس صادقانه دست به دعا بر آورده است ، مخلصانه امام خویش را طلب کرده است و پاسخ نگرفته است ؟ برخی امام را طلب می کنند و دیگران را هم .
اینان تا آن زمان که چشم به ابواب چند گانه دارند ، دستشان به دامان امام نمی رسد . بعضی امام را طلب می کنند اما نه بخاطر امام که برای وصول به حاجات خویش . می بینی که امام را صدا می کند – با تضرّعی جانسوز و جگر خراش – اما آنچه می طلبد ، دیدار حیات بخش امام نیست ، حلّ مشکلات و وصول به حاجات خویش است .
این سخن نه بدان معناست که در تلاطم مشکلات ، به سراغ امام نباید رفت و قضای حوائج و استجابت دعا و رفع موانع را از او نباید خواست ؛ بلکه به عکس ، همه چیز از نزول باران ، تا شفای بیماران را از امام باید طلب کرد که تقدیر و مشیت همه چیز در عالم به دست اوست و هیچ کار ، بی اشارت مژگان به سرانجام نمی رسد .
سخن این است که شوق دیدار امام چیزی است و عریضه و عرضه حاجات دنیوی ، چیز دیگر . سخن این است که ساقی این بارگاه به ظرفیت و جام همّت مهمان می نگرد ، محبوب ، به ظرفیت دل محبّ نگاه می کند « إن هذه القوب اوعیهً و خیرها اوعا ها » . یکی به هوای بهشت در مصیبت حسین علیه السّلام اشک می ریزد .
یکی در مجلس حسین علیه السّلام ، بر مصیبت خویش می گرید . و یکی را معرفت حسین و معرفت به مصیبت حسین علیه السّلام می گریاند . هر کس به قدر جام معرفت خویش ، از دست های امام نوش می کند . امام دست نیافتنی نیست ، دست های ما بسته است .
امام در پرده غیبت نیست ، پرده بر چشم های ماست . و آنچه ما را از زیارت امام محروم می کند ، غیبت امام نیست ، غفلت ماست .
قطعه ادبی برگزیده در جشنواره کشور . سید مهدی شجاعی
اي فداي چشم تو صد نرگس و صد ارغوان اي فداي راه تو هوش و دل و جان و زبان
يک هزار و شصت سالِ بي هدف ، چشم انتظار ديده هـا گريان شد و تو غايبي اي مهربان
هـر سکوت تو زند فـرياد بر خاکسـترم شيشه هاي اين سکوتت را تو بشکن با اذان
وقت تنگ است و زمان مرگ من نزديک شد ترسم از آن ، تو نيايي و روم من از جهان
ابن عسگر ابن نرگس روز موعودت شده اين نقابت را تو بردار اي تو يار بي کسان
آفتابت کي شود ظاهر شود از پشت ابر بي امان پر مي زند روحم مـيان آسمان
انتظارت بي قرارم کرد اي مهدي بيا با تو پيمان بسته ام اي آيه ي پيغمبران
شاعر : پيمان سليماني ( عضو جلسات قرائت قرآن پايگاه مقاومت بسيج كوي طالقاني شهرستان دزفول )
یکی از موضوعاتي که اهمیت دارد و نیاز مند دقت و توجه بیشتری است ، پرداختن افراطی به موضوع تشرفات و ملاقات با امام زمان (عجل الله) توسط كتابها و نشرياتي مي باشد و نویسندگان و ناشران سعي بر آن دارند با داغ تر کردن فضای بحث و گفتگو در این زمینه ، مخاطب بیشتري جلب کنند و بر شمارگان کتاب و نشریات خود بیفزایند .
در زمینه موضوع ملاقان با امام زمان (عجل الله) باید توجه داشت که دیدن امام عليه السّلام به خودی نمی تواند فضیلت باشد ، بلکه آنچه فضیلت است ، رسیدن به مقام معرفت امام و بصیرت داشتن نسبت به جایگاه ایشان در هستی است .
حضرت آیت الله جوادی آملی در این زمینه می فرماید : « در زمان پیامبر (صلي الله عليه و آله) که مقامش بالاتر از همه ائمه (عليهم السّلام) است کم نبودند کسانی که وجود مبارک حضرت را می دیدند ، اما خدای سبحان در باره آنها در قرآن فرمود : « آنها را می بینی که به تو نگاه می کنند ولی تو را نمی بینند » اهل نظرند ولی اهل بصیرت نیستند .
اگر ما سعی کنیم وجود مبارک امام زمان (عجل الله) ما را ببیند ، هنر است .
در قرآن کریم آمده است : خدا که به کل اشیاء بصیر است روز قیامت به یک عدّه نگاه نمی کند ، آن نگاه تشریفی را نسبت به عدّه ای اعمال نمی کند .
اگر ما واقعاً در مسیرصحیح حرکت کنیم ، حضرت ما را می بیند و دیدن و نظر تشریفی ایشان برای ما شرف است و گرنه دیدن فیزیکی خیلی کارساز نیست . همچنان که خیلی ها پیامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) ، امیرمؤمنان (عليه السّلام) و حضرت زهرا (سلام الله عليها) را می دیدند ، ولی بصیرت نداشتند.
دیدن های تشریفی مهم است نه نگاه صوری ، البته گاهی همان نگاه صوری پدید میآید و انسان وجود حضرت را از نزدیک زیارت می کند و فیضی می برد و مشکل او هم به برکت حضرت از طرف ذات اقدس اله حل می شود اما مهم همان دیدن از روی بصیرت است.
حضرت آیت الله ناصری در زمینه علاقه امام عصر (عجل الله) برای دیدار شیعیان خود می فرماید : « حضرت ولی عصر (عجل الله) فیاض بالعرض هستند و اگر شرایط تشرف در کسی فراهم شود ایشان بخل نمی ورزند و فرد لایق را به حضور می پذیرند . گذشته از این ، ایشان علاقه خاصی به شیعیان خود دارند و از این رو خود در پی ملاقات اولیای خویشند .
دیدیم که وظیفه آن حضرت در دوران غیبت و نیز ظهور ، رسانیدن موجودات به کمال لایق خود است و اگر موجودی آنچنان مراتب کمال را طی کنند که گذر از مراتب بعدی منوط به تشرف به محضر ایشان باشد وظیفه آن حضرت اقتضا میکند که او را به حضور بپذیرد و در وادی کمال راهنمای او باشد .
علاقه آن حضرت به شیعیانی که در مسیر تکامل گام بر میدارند به گونه ای است که خود طالب ملاقات اینانند ؛ هیچ امری همچون تکامل انسانها نمی تواند آن حضرت را شادمان سازد .
برای تکمیل این مطلب خوب است که اشاره ای داشته باشیم به پاسخ روحانی وارسته و پارسا مرحوم حجت الاسلام و المسلمین شیخ محمد تقی بهلول (رحمت الله عليه) ؛ ایشان در پاسخ به این پرسش که « چه وقت می شود به حضور آقا امام زمان ( عجل الله) مشرف شد ؟»
می فرماید : « با تقوا باشید وقتی که بین شما وحضرت سنخیت باشد ». سپس می فرماید : « دیدن امام زمان ( عجل الله) مهم نیست ، مهم این است که او ما را ببیند ، خیلی ها هم علی (عليه السّلام) را دیدند ، اما دشمن او شدند .
اگر کار کردیم نظر آنها را جلب کنیم آن ارزش دارد . با امید به آنکه از این پس همه ما بادقت و وسواس بیشتری از موضوع ملاقات و تشرفات صحبت کنیم و مردم ما نیز با حساسیت بیشتری با کتابها و نشریاتی که به طرح افراطی این موضوع می پردازند برخورد کنند .
ماه رجب دارای شرافت و عظمت فراوانی است که موسم دعا می باشد در زمان جاهلیت نیز دارای این ویژگی بوده و مردم آن زمان برای برآمدن حاجات خود به انتظار این ماه می نشستند این ماه بر طبق روایتی ماه امیر المؤمنین علی علیه السلام چنانچه ماه شعبان ماه رسول خدا صلی علیه و آله و ماه مبارک رمضان ماه خداست .
در روایتی از پیامبر آمده : « خداوند در آسمان هفتم ، فرشته ای را گمارده که به آن داعی می گویند و چون ماه رجب بیاید این فرشته هر شب از سر شب تا بامداد ندا می کند که خوشا به حال کسانی که خدا را یاد می کنند و خوشا به حال فرمانبران خدا و خدای تعالی می فرماید من همنشین کسی هستم که با من همنشین باشد و فرمانبردار کسی هستم که از من فرمانبرداری کند و آمرزنده کسی هستم که از من طلب آمورزش کند ماه ماه من است و بنده بنده من و رحمت رحمت من هرکس که مرا در این ماه بخواند او را پاسخ می دهم و هرکس از من چیزی بخواهد به او عطا خواهم کرد و هرکس از من طلب راه بکند او را راهنمایی خواهم کرد من این ماه را به عنوان یک رشته و ریسمان بین خود و بندگانم قرار داده ام پس هرکس که به آن چنگ بزند به من خواهد رسید » .
این روایت نشاندهنده این است که خداوند سیر لطف و رحمت خود را در این ماه بر مؤمنان خود فزونی داده و حال باید خود تلاش کنیم تا از آن لطف و رحت بهره مند شویم و کلید دستیابی برای رسیدن به خداوند تعالی باشد خوب است در این ماه انسان عبادات و فرمانبری از خدا را در این سه ماه ( رجب ، شعبان و ماه مبارک رمضان ) که موسم به عبادت هستند را افزایش دهد تا تمرینی بر دیگر ماه ها برای رسیدن به خدا باشد .
منبع : كتاب المراقبات
پيام زن با حجاب
وقتي زن باحجاب ، باوقار و متين گام بر ميدارد و بدون ناز و عشوه سخن مي گويد در حقيقت با عمل خود پيام مي دهد كه من گل خوشبويي هستم كه تنها به خانواده ام تعلّق دارم . با چادرم كه چون خاري است از گُل وجودم محافظت مي كنم و چشم ناپاكان را كور و آنان را در اهداف شيطانيِشان نا اميد مي گردانم .
با چادر و حجابم ، غيرت شوهرم ، پدر و برادرم را به نمايش مي گذارم كه پروانه وار به دور گُلشان مي چرخند و آن را از ديد نامحرمان حفظ مي كنند .
پوشش من خبر از دلي روشن ، دروني پاك و ايماني قوي مي دهد و همچون مرواريد در چادر صدف گونه ام جاي گرفته ام .
پيام زن بي حجاب و بدحجاب
پيام اين زنان آن است كه من گلي خوشبو هستم كه با آرايش و ناز و كرشمه ، همه از بويم استشمام مي كنند و من با صرف وقت براي آرايش و زيبا سازي خود ، مي خواهم دلهاي مردان هرزه را متوجه خود سازم .
جملاتی زیبا درباره حجاب
· هيچ باغباني را سرزنش نمي كنند كه چرا دور باغ خود حصار و پرچين كشيده است ؛ چون باغ بي ديوار ، از آسيب مصون نيست .
· اگر در مقابل پنجره خانه ات ، توري نزني ، از نيش پشه ها و مزاحمت مگس ها در امان نخواهي بود . وقتي راه ورود پشه ها را مي بندي ، خود را مصون ساخته اي ، نه محدود و زنداني .
· اينكه « دل بايد پاك باشد » بهانه اي براي گريز جاهلانه از مصونيّت و آويختن به شاخه « لاقيدي » است وگرنه از دل پاك هم نبايد جز نگاه و رفتار پاك برخيزد .
· زن ، به خاطر ارزش و كرامتي كه دارد ، بايد محفوظ بماند و خود را به حراج نگذارد و در بازارِ سوداگرانِ شهوت ، خود را به بهاي چند نامه و نگاه و لبخند نفروشد .
· خانم گاندي : اي زنان ! اگر آرايش شما تنها به منظور جلب شهوت مرد است ، از اين كار خودداري كنيد و زير بار چنين خفّت و خواري نرويد .
· در كلاس حفظ تقوا و شرف / دختران دُرّند و چادر چون صدف
· حفظ چادر سد فحشا مي شود / روسفيدي نزد زهرا مي شود
· حفظ چادر در سراي اقتدار / دختران را هست تاج افتخار
· حفظ چادر زخمها را مرهم است / دست رد بر سينه نا محرم است
كتاب فلسف حجاب نوشته اسدالله محمدي نيا
شهید عزیز سلیمانی
نام پدر : فرج الله
محل شهادت : جزیره مجنون
تاریخ تولد : ۰۹/۰۹/۱۳۴۳
تاریخ شهادت : ۰۴/۰۴/۱۳۶۷
برگزيده وصیت نامه »»» خدايا ، خودت اين قوّت و توانايي را به من بده تا بتوانم آن وظيفه اي را كه بر عهده دارم در راه رضاي تو و حفاظت از حريم ميهن انجام دهم . خواهران ، اگر مي خواهيد دنباله رو من باشيد مبادا خلافي حتي از طريق زبان هم مرتكب شويد و همچنين بايد چادرتان را سلاح من بدانيد و حجابتان را حفظ كنيد و به هيچ عنوان نبايد حجاب باعث ناراحتيِتان گردد .
عصر یک جمعه ي دلگیر ، دلم گفت بگویم ، بنویسم ، که چرا عشق به انسان نرسیده است ؟ چرا آب به گلدان نرسیده است ؟ چرا لحظه ي باران نرسیده است ؟ و هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است ، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است .
بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟ چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است ؟
دل عشق ترک خورد ، گلِ زخم ، نمک خورد ، زمین مُرد ، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد ، فقط برد ، زمین مُرد ، زمین مُرد ، خداوند گواه است ، دلم چشم به راه است ، و در حسرت یک پلک نگاه است ، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه ، خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی ...
اللّهم عجّل لوليك الفرج ( سلامتي و ظهور امام مهدي عجل الله تعالي يك صلوات بفرسيتد )
قرآن ! من شرمنده توأم اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند "چه کسي مرده است ؟ " چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است .
قرآن ! من شرمنده توأم اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام . یکی ذوق میکند که تو را بر روی برنج نوشته ، یکی ذوق میکند که تو را فرش کرده ، یکی ذوق میکند که تو را با طلا نوشته ، یکی به خود میبالد که تو را در کوچکترین قطع ممکن منتشر کرده و ... ! آیا واقعا خدا تو را فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟
قرآن ! من شرمنده توأم اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند ، آنچنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند " احسنت ... ! " گویی مسابقه نفس است .
قرآن ! من شرمنده توأم اگر به یک فستیوال مبدل شده ای ؛ حفظ کردن تو با شماره صفحه ، خواندن تو از آخر به اول ، یک معرفت است یا یک رکوردگیری ؟ ای کاش آنان که تو را حفظ کرده اند ، حفظ کنی ، تا این چنین تو را اسباب مسابقات هوش نکنند .
خوشا به حال هرکسی که دلش رحلی است برای تو ؛ آنانکه وقتی تو را می خوانند چنان حظ می کنند ، گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است . آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیده ایم .
www.monaeskandary.blogfa.com
حضرت مَهدی عجل الله تعالی فرجّه دوازدهمین امام ما شیعیان در سپیده دم جمعه ، نیمه ی شعبان سال 255 هجری در « سامرا » متولّد شد و تا سال 260 در کنار پدرشان زندگی کردند .
امام حسن عسکری علیه السّلام در ارتباط با ایشان دو وظیفه را عهده دار بود :
یکی حفظ فرزندش از گزند خلفای عباسی و دیگر ، اثبات وجود ایشان و اعلام امامتش به عنوان امام دوازدهم ؛
ایشان این وظیفه را با نشان دادن فرزند گرامیشان به یاران نزدیک و مورد اعتماد خود انجام دادند . پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السّلام در سال 260 ، امامت حضرت مهدی علیه السّلام آغاز شد .
مرحله ی اوّل امامت ایشان که تا سال 329 طول کشید ، امام در این دوره زندگی مخفی داشت و به « غیبت صُغری » معروف است . امام از طریق یکی از یاران صمیمی و مورد اعتماد خود به نام عثمان بن سعید عَمروی ، با شیعیان ارتباط داشت و آنان را رهبری می کرد .
پس از درگذشت این شخص ، به ترتیب سه نفر دیگر به نام های محمّد بن عثمان بن سعید ، حسین بن روح نوبختی و علی بن محمّد سَمُری این مسئولیت را بر عهده داشتند . این چهار شخصیت بزرگوار به « نواّب اربعه » معروف اند .
شش روز مانده به درگذشت آخرین نایب ، امام عصر عجل الله تعالی فرجه برای ایشان نامه ای نوشت و فرمود پس از خود جانشینی تعیین نکند که مرحله ی دوم امامت در شکلِ « غیبت کبری » آغاز خواهد شد . غیبت صغري و کبرای امام زمان عجل الله تعالی فرجه تا الآن 1171 سال طول کشیده است .
www.yoosefe-zahra.blogfa.com
سوره احزاب . آيه 33 : ( خطاب به زنان ) و در خانه هايتان بنشينيد و آرام گيريد و مانند دوره جاهليّت پيشين آرايش و خودآرايي مكنيد و نماز به پا داريد و زكات مال به فقيران بدهيد و از امر خدا و رسول اطاعت كنيد .
سوراه احزاب . آيه 55 : و زنان را باكي نيست كه بر پدران و فرزندان و برادرانشان و فرزندان برادر و فرزندان خواهرانشان و زنان مسلمان و كنيزان ملكي بي حجاب درآيند ( و از غير اينها احتجاب كنند ) .
سوره احزاب . آيه 59 : اي پيغمبر با زنان و دختران خود و با زنان مؤمنين بگو كه : خويشتن را به چادر فرو پوشند كه اين كار براي اين كه آنها ( به عفّت و حريّت ) شناخته شوند تا از تعريض و جسارت ( هوسرانان ) آزار نكشند بر آنان بسيار بهتر است .
در اين آيات نوراني ، نكاتي چند قابل ذكر است :
1 – براي زنان و دختران در خانه ماندن و سكوت ، بهترين راه حل براي دوري از گزند فاسدان است مگر حضور در اجتماع ، با پوشش برتر حجاب و حجاب برتر چادر ، كه باعث مي شود هيچ انسان هرزه جويي به گوهران و مرواريدان جامعه ( دختران و زنان ) نگاه فساد آميزي نكند .
2 – بي حجابي و آرايش و خودآرايي از دوره جاهليّت نشأت مي گيرد ؛ پس چرا و براي چه بايد انسان به دوره جاهليّت بازگردد . اجتناب از آرايش و خودآرايي زنان و دختران جامعه اي كاملاً داراي پيشرفت و داراي امنيّت براي هر دو جنسيّت زن و مرد فراهم مي كند .
3 – بهترين راه براي بدور بودن از بدحجابي ، خواندن نماز و رسيدگي به ديگر عبادات ديني است و زكات بهترين موردي است كه با انجام چنين فريضه اي گذشته از ديگر رحمت ها ، رحمت خوب امنيّت و آسايش روحي و جسمي ( چه زن ، چه مرد ) نيز به جوامع اسلامي سرازير مي شوند .
4 – زنان و دختران ، مي توانند جلوي پدر و فرزندان و برادرانشان و فرزندان برادر و فرزندان خواهرانشان و زنان مسلمان و ديگر محارمي كه در احكام ذكر شده است بي حجاب باشند و به هيچ عنوان نمي توانند خود را براي كسي ديگر بي حجاب كنند و با آرايش ظاهر شوند .
5 – چادر ، حجاب برتر است و قرآن با اين آيه بر سر اين مسئله پافشاري مي كند . اگر چه مي شود بدون چادر هم حجاب اسلامي را رعايت كرد ؛ امّا شما در جامعه نگاه كنيد كمترين نگاه سودجويانه ( و شايد در حد صفر ) به باحجابان و كساني كه با چادر در جامعه حاضر مي شوند ، مي باشد .
6 – قرآن آزادي را در حجاب مي داند ؛ زيرا وقتي زنان و دختران ، با حجاب و چادر در جامعه حاضر شوند مي توانند آزادانه به همه جا بروند و به خاطر اين كه همه مردم از چنين بانويي حساب ويژه اي ( از لحاظ سنگيني و متانت ) مي برند و به هيچ وجه وي را بعنوان موجودي هرزه جو نمي نگرند .
7 – بهترين راه براي ايمن بودن از شرّ مردان هرزه جو و بي شخصيّت ، محجّبه بودن است . هيچ جنس مؤنثي نمي تواند ادعا كند كه با بي حجابي در جامعه رفت و آمد دارد و هيچ مردي مزاحم وي نمي شود . امكان ندارد در جامعه امروزي كسي با بي حجابي بيرون رود و حداقل يك حرف از يك مرد هرزه را به جان نخرد .
هستند مرداني كه فقط براي اين امر به بيرون از خانه ميروند و به قول معروف اين چشم است مي بيند و دل هم ياد مي كند و بعد از آن ( در حالي كه عقلي وجود ندارد ) عقل مرد ، آن جنس مؤنثِ بي حجاب را يك موجود هرزه مي بيند و براي سوء استفاده به طرف اين مرواريد گرانبهاي جامعه امروز و مادر سربازان فرداي مهدي ( عجل الله ) ، فقط براي هوس و هواهاي نفساني ميرود .
اين در حالي هست كه دختران و زنان بي حجابي هست كه به خاطر كمبودن اطلاعات ديني شان ، به هيچ عنوان اهل هرزه گري نيستند و خيلي هم به نماز و روزه شان اهميّت ميدهند . در صورت صحبت با آنها به اين نتيجه ميرسيد كه فقط براي اينكه حجاب دست و پا گير است و جلوي آزادي را مي گيرد خود را بي حجاب مي كنند . البته ما توضيحاتي در اين باره در مطالب فوق ذكر كرديم . علت اين مورد را در ارتباط ناصحيح خانواده با جنسيّت ظريف مؤنث در خانه مي توان يافت .
منبع : نشریه لبّيك شهرستان دزفول
1 - پدر اوليه جن
مردي از امير المؤمنين ( عليه السلام ) سؤال کرد ، اسم پدر جن چه بود ؟ فرمود: شومان بود و او همان کسي است که خدا او را از شعله هاي آتش آفريد .
2 - رئيس شيعيان جن
زعفرجني ، بزرگ و رئيس شيعيان جن بوده است . او در زمان حيات رسول اکرم ( صلي الله عليه و آله ) مسلمان شد و در کربلا محضر امام حسين ( عليه السلام ) رسيد .
جناب زعفر در زمان حيات مرجع بزرگ ، آيت الله بروجردي ( رحمت الله علیه ) دار فاني را وداع گفت ، پس از فوت زعفر که شيعه و عاشق اهل بيت ( عليهم السلام ) بود به دستور علماء ، مجالس ختمي در بسياري از شهرهاي ايران برگزار شد.
در شهر مقدس قم هم علماء ، مجالس ترحيم براي زعفر بر پا نمودند . بنده از بعضي اهالي شهرهاي مختلف ايران شنيده ام که مي گفتند ما هم براي جناب زعفر مجلس ختم و بزرگداشت برگزار نموديم و لباس عزا به تن کرديم .
البته فرزند جناب زعفر به نام سعفر جانشين ايشان شدند که در زمان حال ايشان زنده هستند.
در تفسير فخر رازي در پاسخ به اين سوال که شيطان و بدان از جن از آتش خلق شدند پس چگونه هيزم آتش بر آنها اثر مي کند بر آمده است :
درست است که از آتش خلق شدند ولي تغيير کيفيت داده و گوشت و خون مي شوند و ابن عربي هم در اين باره مي گويد :
عذاب شياطين جني و اکثرا به زمهريز يعني سرماي شديد است و نيز روايت است که از امام ( عليه السلام)پرسيدند :
آيا مومنين از جن به بهشت داخل مي شوند ؟ فرمود : نه ولي براي خداوند باغهايي بين بهشت و جهنم است که ايشان و فساق شيعه در آنجا خواهند بود.
برخلاف آنچه در افواه مردم عوام مشهور است و آنها را از ما بهتران مي دانند انسان برتر از آنهاست به دليل اينکه :
تمام پيامبران الهي از انسانها برگزيده شدند ، و آنها به پيامبر اسلام که از نوع بشر بود ايمان آوردند ،و از او تبعيت کردند و اصولا واجب شدن سجده در برابر انسان بر شيطان که از بزرگان طايفه جن بود دليل بر فضيلت نوع انسان بر جن مي باشد .
جنيان به برخي از انسانها علاقه خاصي پيدا مي کنند و به انحاء گوناگون دوستي و علاقه خود را ابراز مي دارند. دليل علاقه آنها به برخي از انسانها معلوم نيست ، ولي آنچه مسلم است آنها به عده اي از انسانها علاقه خاصي دارند و علاقه خود را به طرق مختلفي ابراز مي دارند.
ابراز علاقه آنها معمولا به شکل شوخيها و گاهي اوقات با شيطنتها و آزارهاي جزئي مثل دزديدن وسايل شخصي و پرتاب کردن سنگ و غيره صورت مي گيرد.
به نظر مي رسد جنيان به انسانهايي که روح لطيف و روان خاصي داشته باشند علاقه مند مي شوند و جنيان شرير نيز به انسانهايي که روحي خشن و ناپاک داشته باشند علاقه دارند.
البته اگر آنها به کسي عشق بورزند احتمالا به او پيشنهاد ازدواج داده و موجبات آزار بيشتر او را فراهم مي کنند.
منبع : نرم افزار جن شناسی
همگي ما انسانها براي مردان خدا احترام خاصي قائل هستيم و همين احترام را به شهيدان عزيز هشت سال دفاع مقدس نيز داريم و بخصوص شهداي گمنام كه به خاطر همين گمنامي كه از حضرت فاطمه ( سلام الله ) به ايشان رسيده است بيشتر مورد احترام قرار مي گيرند .
شهر ما هم مثل ديگر شهرهاي اطراف از داشتن شهيد گمنام مستثنا نيست و همه شما گذرتان حتماً به شهداي گمنام شهرستان دزفول خورده است .
ابتدا به شهداي گمنام شهر انديمشك مي رويم . با رفتن در اين مكان مطهر و پاك در انديمشك ، حالتي عجيب و احساسي بسيار خوب به شما دست مي دهد كه دوست نداريد به زودي آنجا را ترك كنيد . با نوع بنايي كه براي اين شهداي عزيز ساخته اند و فضاي اطراف آن ، آنجا را هم جايي براي تفريح و هم جايي براي درد دل با شهداء مطرح كرده است .
به شهداي گمنام دزفول مي آييم . از انصاف نگذريم وقتي به شهداي گمنام دزفول مي رويد آيا مي توانيد با تمام هواس با شهداء درد دل كنيد ؟ اصلاً آيا فضا براي اين كار آماده شده است ؟
شما ببينيد فقط چهار ستون و يك گنبد و چند پله و ديگر خبري از هيچ نوع معماري اسلامي كه معروف در جهان است نيست .
مي نشينيد كه درد دل كنيد ، نمي توانيد ، چون :
1 – بچه هاي تيم ملي فوتبال هميشه در آنجا در حال تمرين و فوتبال هستند .
2 – فضا به هيچ عنوان از نور دهي كافي برخور دار نيست و تعدادي از لامپ ها نيز از كار افتاده اند .
همين دو دليل براي اين كار مانع خوبي است . البته باز هم خوب است كه فوتباليست ها به اين مكان اهميت مي دهند .
تمامي ارگان هاي دولتي مي توانند به نوعي براي رونق دهي به اين مكان وارد ميدان شوند .
شهرداري با زيبا كردن منطقه و ايجاد فضاي سبز مناسب و نصب تابلو هاي نشان دهنده مسير شهداي گمنام در خيابان هاي اصلي شهر و ... ، كانون جلسات قرائت قرآن و اداره تبليغات اسلامي با برگزار كردن مراسمات فرهنگي متعدد در اين مكان و دعوت از مردم سرتاسر شهرستان به اين مراسمات ( براي مثال مي توانند زيارت عاشورايي هر دوشنبه شب در اين مكان برگزار كنند هزينه زيادي هم ندارد ) ، سازمان اتوبوسراني با قرار دادن خط مستقيمي با چند اتوبوس براي رفت و آمد مردم به اين مكان ( اگر رايگان باشد كه چه بهتر چون فكر نكنم اتوبوسراني با چند سرويس رايگان در روز ضرر كند ) ، ستاد برگزاري نماز جمعه ، اداره اوقاف و ديگر نهادهاي دولتي همگي مي توانند در رونق بخشي به اين مكان مقدس گام بزرگي در ترويج فرهنگ شهادت و الگو بودن شهداء بردارند .
هر اداره مي تواند خود يك مراسم در اين مكان گرفته و از عموم مردم دعوت كند .
اين بودجه دولت را كمي هم براي مردم هزينه كنيد .
الآن بزرگترين مكان هاي تفريحي شهرستان دزفول پارك دولت و منطقه علي كله و پارك بعثت مي باشند كه همگي قبول داريد با كم كاري برخي مسئولين اين مكان ها ديگر جايي براي تفريح سالم نيست مگر اين كه مسئولين چاره اي بينديشند .
اين را هم متذكر شويم در ارتباط با اين مدل كارهاي فرهنگي از برخي ارگان هاي دولتي انتظار خاصي نمي رود چرا كه ايشان فقط به فكر تغيير نامها و همكاري با تغيير دهنده نامها هستند . پس انتظار ما از مسئولين دلسوزي مثل مواردي كه در بالا ذكر شد مي باشد .
منبع : نشریه لبیک شهرستان دزفول ( www.14montakhab.com )
علامه طباطبايي ( رحمت الله علیه ) در تفسير الميزان درباره پناهنده شدن مردم به جن چنين مي فرمايد :
مراد از پناه بردن انس به جن بطوريکه گفته اند اين است که در عرب رسم بوده وقتي در مسافرت در شب ، به بياباني بر ميخوردند از شر جانوران و سفهيان جني به عزيز آن بيابان که سرپرست جنيان است پناه مي بردند و مي گفتند : من پناه مي برم به عزيز اين وادي ، از شر سفهاء قومش .
منبع : نرم افزار جن شناسی
آنچه مسلم است اين است كه بنابر ذات وجودي جنيان آنها نيز مانند انسان داراي غريزه جنسي بوده و توالد و تناسل دارند و لازمه ادامه و بقاي نسلشان آميزش جنس مونث و مذكر است، اما اين سوال كه آيا آنها هم مانند انسانها و يا ساير جانداران با عمل لقاح و تشكيل نطفه تولد مي يابند، چيزي نيست كه از كلام خداوند بتوان استنباط كرد ولي ابن عربي در فتوحات گفته است:
" تناسل بشر به القاي آب نطفه در رحم است و تناسل جن به القاي هوا در رحم اثني (جنس ماده) مي باشد ". (جن و شيطان ص 57)
روايتي است از بخشي از وصيت حضرت رسول (ص) به اميرالمومنين (ع) كه فرمود: "اي علي، در شب اول، وسط و آخر ماه آميزش مكن و... همانا جنيان در اين سه شب به پيش زنان خويش (براي مقاربت) مي روند". (وسائل الشيعه، ص 91) و در آيه اي براي وصف حوريان بهشتي آمده است: "حوريان بهشتي را قبل از شوهرانشان، نه آدمي و نه جن دست زده است". (سوره الرحمن، آيه 56 و 74)
